۩(¯`¤ º°°† BanoyeBarfy†°°º ¤´¯)۩

                        ۩(¯`¤ º°°† BanoyeBarfy†°°º ¤´¯)۩

‏شاید پرنده شکلِ دیگرِ صبوری باشد
حس میکنم که هست
روزی که دودها بالا رفتند
و جوجه‌های بدون پدر
از کِرْم‌های گرمِ تناسخ خوردند
مادر هنوز دور و برِ لانه گشت می‌زند
با بال‌های ناطور
عینِ مجادله‌ی ابر با سیاهیِ کمرنگی که علتش ابر است

یک نفر همین الآن ایراد گرفت که اسم آن سیاهیِ کمرنگ سایه است
من هم به تخمم نگرفتم و گفتم تو وقتی به دود میگویی ابر، حق نداری ایراد بگیری
من دروغ گفتم
خودم بودم که به دود گفتم ابر
به سایه گفتم سیاهیِ کمرنگ

نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۲/۰۷ساعت 22 توسط ¤ • . „ . • ´ Meshki` • . „ . • ¤ |



مطالب پيشين
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 

Design By : Pars Skin